معلوم الحال

اشاره به فردی بدنام است که ملاحظات فردی اخلاقی ندارد. در زبان سیاسی جمهوری اسلامی، این اصطلاح برای توصیف مخالفان نظام و بیشتر در ترکیب «عناصر معلوم‌الحال» به کار برده می‌شود. مثال عناصر معلوم الحال به دنبال هنجارشکنی در خیابان‌های قم هستند خبرگزاری بسیج، ۹

به درک واصل شدن

به معنای مرگ و درگذشت است اما بیانی اهانت آمیز دارد. مثال «یزید» چگونه به درک واصل شد مشرق نیوز، ۵ اسفند ۱۳۹۲

عرزشی

منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی اصطلاح ارزشی را با این املا می نویسند تا نیروهای تندروی اصولگرا را تحقیر کنند.

معاند

مُعانِد در لغت به معنای کسی است که عناد یا دشمنی می‌ورزد اما در زبان سیاسی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی معاند (در ترکیبات معاندین اسلام و معاندین انقلاب) به دگراندیشان و منتقدان نظام جمهوری اسلامی گفته می‌شود. معاند واژه‌ای صرفا برای توصیف نیست بلکه بار

جرثومه فساد

جرثومه فساد به معنای ریشه و کانون تباهی و فساد است و از ترکیباتی است که روح الله خمینی در توصیف صدام حسین، اسراییل و امریکا و سایر مخالفان سیاسی خود استفاده کرده است. مثال امام خمینی ثابت و استوار از آغاز تا پایان اسرائیل

منحط

به معنای گمراه، فاسد و انحطاط یابنده است. از کلماتی است که در زبان سیاسی جمهوری اسلامی برای ترسیم و توصیف عقاید و آرای مخالفان و منتقدان و نیز فرهنگ غرب استفاده می شود. مثال سگ‌ گردانی، سوغات تفکر منحط غربی برنانیوز، ۱ آذر ۱۳۹۸

قشری

در سال‌های نخستین پس از انقلاب ۱۳۵۷ گروه‌های مارکسیست از واژه‌ی قشری (در معنای فرد خشکه‌مقدس و متحجر) برای توصیف گروه‌های اسلامگرای طرفدار خمینی استفاده می‌کردند. بعدتر در میان خود اسلامگراها و انقلابیون شقاقی پیش آمد و گروهی که خود را نواندیش یا روشنفکر دینی

اسلامِ امریکایی

اسلامِ امریکایی اصطلاحی است که روح‌الله خمینی در توصیف خوانش‌های غیر سیاسی از اسلام به کار می‌برد. اسلام کشورهایی مانند عربستان سعودی یا اردن که با ایالات متحده روابط خوبی داشتند از نظر او سازشکار و «امریکایی» بود. او در نامه‌ای به گورباچف در ۱۱

واپسگرا

جایگزین فارسی برای واژه عربی ارتجاعی. در زبان سیاسی نیروهای چپ‌گرا، ملی‌گرا، و سلطنت‌طلب مخالف رژیم این اصطلاح به اسلام‌گرایان حاکم و به ویژه جریان اصولگرای حکومتی گفته می‌شود. جریان‌های حکومتی نیز در ایران گاهی از این اصطلاح برای تحقیر مخالفین خود در میان جریان‌های